بنر
سه شنبه, 25 مهر 1396
بنر

با ما از طریق سامانه

پیام کوتاه در ارتباط باشید

30007957007633

آمار بازدید

مطالب ویژه


پیام تسلیت ابتکار به مناسبت

درگذشت دکتر محمدباقر صدوق

معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان حفاظت محیط زیست با صدور پیامی درگذشت دکتر محمدباقر صدوق از چهره های خدوم محیط زیست کشور را تسلیت گفت .

ادامه مطلب
 


در گفت وگوی مفصل ایرنا با یک جامعه شناس

بحران آلودگی هوا در ایران ثمره فرهنگ مصرف گرایی است

ایرنا - احمد بخارایی جامعه شناس معتقد است ریشه بحران آلودگی هوا و دیگر مسائل زیست محیطی کشور، رواج فرهنگ مصرف گرایی است .

ادامه مطلب
 


طرح‌های شکست‌خورده تمامی ندارند

اینجا به‌جای جنگل، باغ می‌کارند !

مژگان جمشیدی

به‌ طور متوسط دولت هر سال بیش از ٢٣٣ ‌هزار هکتار از اراضی ملی کشور را واگذار می‌کند یا متصرفان این اراضی را صاحب می‌شوند.

ادامه مطلب
 


چرا جامعه‌شناسی محیط زیست؟

شاخه‌ی تخصصی بسیار مهم و معروف "جامعه‌شناسی محیط زیست" آنقدرها که باید، در ایران شناخته شده نیست، مثل برخی دیگر از حوزه‌های تخصصی جامعه‌شناسی.

ادامه مطلب
 


گسترش اقتصاد سبز به همت زنان کارآفرین

شناسایی 400 شغل سبز در کشور

رییس سازمان حفاظت محیط زیست بااشاره به تلاش‌های دولت یازدهم برای پیشبرد اقتصاد سبز گفت:

ادامه مطلب
 


اساتید دانشگاه و چالش مدیریتی سازمان محیط زیست

محمدباقر صدوق*

انتصاب اساتید دانشگاهها در سمت مدیران اجرایی سازمان از سال 1376 با ورود خانم دکتر ابتکار که خود نیز دانشگاهی است باب شد.

ادامه مطلب
 


جهان آرام آرام زيست محيطي مي‌شود

اسماعيل كهرم

مدرسه‌ها تعطيل شده بودند،‌ جوان‌ها دسته‌دسته راهي خانه مي‌شدند. سه چهار نفر جلوي بنده راه مي‌رفتند. به رديفي از شمشادها رسيدند. دست خود را روي برگ شمشادها به حركت درآوردند.

ادامه مطلب
 


 

آموزش تسهیل گران راهی بسوی نهادینه شدن الفبای محیط زیست

ورود دیر هنگام سازمان به مقوله آموزش که یکی از مهمترین و ضروری ترین مباحث در راستای حفظ محیط زیست می باشد خود جای نقد دارد اما با قرار گرفتن آن در ابتدای مسیر و شروع مجدد فعالیت های این دفتر می توان به آینده خوشبین بود .

ادامه مطلب
 


کشتی تا یتانیک دولت‌ سالاری در خشکی غرق می ‌شود

حسام‌الدین آشنا

هشدار درباره بحران آب امری نوپدید نیست. از هشدارهای دهه‌های 40 و 50 شمسی درخصوص ظرفیت بروز بحران تاکنون؛ همه شواهد نشان می‌دهد پیدایش بحران و نپرداختن به راهکارهای مدیریت آن، نه معلول ضعف دانایی، بلکه محصول «ناتوانی سیستمی» است.

ادامه مطلب
 


آقای مهران مدیری لطفاً محیط زیست را به « حاشیه » ببرید!

زیست بوم/ احسان محمدی:

مهران مدیری جز یکبار در «شوخی کردم» کمتر به مقوله محیط زیست پرداخته است. برای همین شاید آرزو و انتظار بزرگی نباشد که علاقمندان محیط زیست از او بخواهند این حوزه را به «حاشیه» ببرد شاید آنها که خود را خواب زده اند از خنده تلخ اطرافیان بیدار شوند و به محیط زیست بیشتر توجه کنند.

ادامه مطلب


 

به بهانه در گذشت محمدعلی اینانلو

ماه دیگر برای من طلوع نمی کند

این یکی که امشب دارد غروب می کند چیز عجیبی است دقیقا هشتصدمین غروب هلال ماه است در طول زندگی من ، غروبی که شاید ماه دیگر طلوعش را نبینم ، برقی گذرا از سینه ام می گذرد ، ماه دیگر برای من طلوع نمی کند...

 

زیست بوم : ایستاده ام تا هلال ماه فرو رود ، خیره به آن می نگرم، طولانی و مدام، چشمانم آب می افتد، آسمان سرمه ای تیره است و هلال اول ماه نقره ای روشن ، به هلال اول ماه اعتقاد دارم، هر وقت که ببینم می بایست چشمانم را به روی همه چیز و همه کس ببندم و تنها به نور یا آب نگاه کنم که در آن ماه برایم همه چیز خوش یمن باشد، اکنون هلال باریک نقره ای در آسمان مخملین چند متری به پائین تر لغزیده اما من همچنان نگاهش می کنم، نگاهم را آرام از ماه به آب می سرانم آب استخر مزرعه تیره براق است، تیرگی درختان بید اطرافش را در خود با موج های ریز می رقصاند و زردی تیره براق گل های طاووسی در میان این تیره گی و زردی، هلال اول ماه هم هست که در میان زردی شاد طاووسی ها با موج های ریز می رقصد، چند بار هلال ماه را دیده ام ؟

در زندگی شصت و هشت ساله من شاید ، شاید حدود هشتصد بار بر آمده باشد، مسلما همه آن ها را ندیده ام اما هرچه دیده ام زیبا بوده ، باد ملایم "مه" عکس هلال را در آب می رقصاند و گونه مرا نوازش می کند باد"مه" از شمال غربی می آید ، همیشه خنک است و خالص و صاف اما چند سال است که با خود گرد و خاک هم می آورد الان غباری ندارد، خالص است و صاف و خنک ، به نظرم مسوولان محیط زیست وقت نکرده اند امشب گرد و خاک کنند.

دستها را باز می کنم. رو به باد می ایستم ، روی پنجه های پایم بلند می شوم ، نفسی عمیق می کشم و پشت سر آن فریادی از ته دل ، دو مرغابی سرسبز که بالهایشان را برای فرود گشاده اند وحشت زده با صدای مغ مغ بلند اوج می گیرند و می گریزند، دشت سراسر آب است و اردک ها با پروازهای سبک در نور کم هلال ماه دیده می شوند، یک دسته خوتکا با رقصی سبک و آهنگین نزدیکتر می شوند، انگشتان یخ زده ام بر قبضه تفنگ چفت می شود، اما بی خیال تیر اندازی می شوم، خوتکاها را نگاه می کنم تا بگذرند، سایه هاشان لحظه ای ماه را می پوشاند، باز پیدا می شود زیباتر از هر چیزی که هست، محو ماه شده ام، مسخره های دوستان شکارچی را بهانه ایی خواهم آورد.

منطق "محو ماه شدن" برای این جماعت سودی ندارد بخصوص که جوان باشی و قبراق و پنج تیرت مثل بلبل چهچه بزند ، و با شکار نزده به چادر برگردی ، نسیم سرد صورتم را نوازش می کند و باز هم قلبم کمی تیر می کشد و پشت سرم درد می گیرد به قول سرهنگ " نکند که یاری نکند !" سرهنگ همینگوی نیز چند روز آخرعمر را به شکار مرغابی رفته بود، در بالکن مزرعه ایستاده ام دور تا دورم دشت تاریک است ، کمی سردم است ، هلال ماه به غروب نزدیک می شود ، هشتصدمین غروب، آن پائین هم کمرم دردی گنگ دارد ، آنجا هم لابد خبرهائی هست اما هرچه که باشد قصد ندارم گوسفند سلاخی دکترها باشم، بدن انسان یکی از کاملترین و زیباترین آفریده های پروردگار است نباید خرابش کرد، سرهنگ همینگوی هم همین عقیده را داشت اما آنوقت ها قند و شکر و اوره و غوره و پروستات و ترموستات مد نشده بود، در کتاب " آن سوی رودخانه زیر درختان " به دوستش "رناتا" می گفت ، اما همینگوی خیلی طول و تفصیل داده تا جائیکه سرهنگ کمی خل مشنگ شده.

اصلا سرهنگ چگونه موجودی است که اندیشمندان راجع به آن این همه نوشته اند؟ کسی به سرهنگ نامه نمی نویسد سرهنگ مارکز از آن دسته سرهنگ های فلک زده است ، خیلی بد است آدم آنقدر زنده بماند که زیر بغلش را بگیرند - تازه اگر باشند که بگیرند!- سرهنگ مارکز از آن دسته سرهنگ هائیست که می تواند با صورت چند روز اصلاح نکرده با سر و روئی پریشان طاقباز بر روی تخت بیمارستان دراز بکشد و در حالیکه چند لوله از دهان و دماغش رد شده با چشمانی بی نگاه به سقف خیره شود و دیگران با چشمانی پر از تنفر نگاهش کنند و برایش لگن بگذارند.

سرهنگ دولت آبادی را نمی شناسم کاش عمری داشتم تا "کلنل" به فارسی هم چاپ شود این دولت آبادی هم از آن آدم های بداقبال است که جبر مدار جغرافیائی 37 درجه اسیرش کرده است اگر کمی بالاتر بود بی تردید همینگوی را جا می گذاشت و همطراز تولستوی و هومر می شد، چه استعدادهائی را که این جبر جغرافیائی خفه کرده است، شاید سرهنگ مارکز شانس آورده بود که دچار زوال عقلی شده بود ، "نام محترمانه آلزایمر"! چه تلخ است آدم را گیج و حیران سر چهار راهی ببینند که آب دهانش سرازیر شده جلوی شلوارش کمی خیس است و حیران با دهان نیمه باز به رهگذران می نگرد، آن هم آدمی که حتی کویر لوت هم چهار راه گنگی هرگز برایش نداشته است ، راستی در کویر لوت هم هلال ماه را دیده ام به چه زیبائی...

اما سرهنگ همینگوی را بیشتر می پسندم با زبانی تیز و با واژه هائی مناسب زیر و بالای بالا نشین ها را یکی کرده بود و با ادبیات تیز و برنده خاص خودش حسابی تکانشان داده بود و بهمین دلیل آن ها هم حتی پس از خلع درجه هنوز بدنبالش بودند که برایش پرونده های تازه تر سرهم کنند و به همین دلیل هم از کار بر کنارش کرده بودند او هم برای اینکه بیشتر بریش آن ها بخندد در حالی‌که میدانست قلب مریض اش یاری نخواهد کرد چند روز آخر عمرش رادر یکی از زیباترین شهرهای ایتالیا به زندگی عشق ورزید ، خیام فیتز جرالد را ستایش کرد و به شکار مرغابی رفت، کاری که دوست داشت.

نمیدانم هلال ماه را دید یا نه من در ایتالیا هم هلال ماه را دیده ام اما به مقتضای جوانی سرم شلوغ بوده ، توجهی نکرده ام، ماه اینک پایئن تررفته ، عکس اش دیگر در آب نیست ، آب تاریک است ، باد شدید تر شده اما با گرد وخاک همراه است ، لابد مسوولان محیط زیست بیدار شده اند ،یک لحظه سینه ام را برق می گیرد گیجگاهم تیر می کشد ، تنم را می لرزاند و دردی عمیق و سنگین و گم میانه بدنم را فرا می گیرد ، هلال ماه هنوز از میان گرد و خاک پیداست ، داخل اتاق می روم حالا باد ملایم مهربان تبدیل به توفان شده است ، این جا سرزمینی است وحشی ، باد " رازش " که از جنوب می آید مغز سر آدم را جوش می آورد و من در این سرزمین وحشی گندم میرویانم و لذت می برم.

تلویزیون یک خانه سالمندان را نشان می دهد شیک مثل هتل ، سالمندان در سالن اجتماعات گرد آمده اند یکی برای آن ها دف می زند و آن ها با چشمانی بی نگاه دست می زنند پرستاران گاهی گوشه چشم ها و دهانشان را تمیز می کنند ، توفان با همان سرعتی که آمده تمام می شود.

دوباره به بالکن می روم نزدیک نیمه شب است ، هلال ماه در حال غروب است ، بوی باران می آید . در ایالت کرالای هند هم بوی باران می آمد ، باران که تمام شد هلال ماه را می بینم که طلوع می کند ماه هند هم زیباست ، در آفریقا هم دیده ام ، در برزیل هم در کانادا هم زیباست ، زیبا ، اما هلال ماه ایرانی چیز دیگریست ، در قله شاهوارم نیمه شب است ، رفقا در چادر خوابیده اند من تنها در کنار آتشم و هلال ماه را می بینم در آسمان سرمه ای مثل نقره می درخشد و می خرامد ، خداوندا این کشور چقدر عاشق شدنی ست.

گرگی در برف های مقابل زوزه می کشد من و سرهنگ هم زوزه ای طولانی می کشیم و بعد بلند به قهقهه می خندیدیم. گرگین از پائین بالکن با تعجب نگاه می کند از زوزه من سگ های گله های اطراف هم در دشت به پارس کردن و زوزه کشیدن می افتند گرگین هم غیرتی می شود پارس کنان تا انتهای نور چراغ می دود، دست چلاقش یاری نمی کند، سکندری می خورد معلقی می زند و صدایی غیراز پارس کردن از اوصادر می شود! به قهقهه می خندم ، گرگین نگاهم می کند، می گویم عیبی نداره پیری. اخیرا او را به جای گرگین خان پیری صدا می کنم البته وقتی که با هم تنهائیم می گویم غریبه که اینجا نیست، عیبی نداره. پیریه دیگه ! برایم دم تکان می دهد، دوازده سالی است که با من است، یک دستش را در جنگ با گرگها از دست داده است، توله چند روزه بود که با موتورسیکلت در داخل پیراهنم آوردمش، شکل بچه گرگ بود، در همان نگاه اول که لای سگ های دیگر گله دیدم عاشقش شدم، اسمش را گرگین خان گذاشتم، سگ شجاعی بود ، در شب های بیست درجه زیر صفر باز هم اصرار داشت که همان پائین بیرون بخوابد.

اطمینان دارم که تمام طلوع های هلال ماه عمرش را در این بیابان دیده است اما من همه طلوع ها و غروب های هلال عمرم را ندیدم اما این یکی که امشب دارد غروب می کند چیز عجیبی است دقیقا هشتصدمین غروب هلال ماه است در طول زندگی من ، غروبی که شاید ماه دیگر طلوعش را نبینم ، برقی گذرا از سینه ام می گذرد ، ماه دیگر برای من طلوع نمی کند...

تابستان 1394

محمد علی اینانلو

این متن را مرحوم محمدعلی اینانلو چند روز پیش از بستری شدنش در بیمارستان (شهریور ۹۴) نوشته است. او پس از بهبودی این متن را در اختیار خبرآنلاین قرار داده بود. او خواسته بود این متن پس از مرگش منتشر شود.

منبعخبرآنلاین

 

 

اضافه کردن نظر

ورود به سایت

بنر
بنر
بنر

اخبار ویژه


 

به بهانه در گذشت محمدعلی اینانلو

ماه دیگر برای من طلوع نمی کند

این یکی که امشب دارد غروب می کند چیز عجیبی است دقیقا هشتصدمین غروب هلال ماه است در طول زندگی من ، غروبی که شاید ماه دیگر طلوعش را نبینم ، برقی گذرا از سینه ام می گذرد ، ماه دیگر برای من طلوع نمی کند...

ادامه مطلب
 


طرح توقف بهره برداری از جنگل‌های شمال در صورت تامین اعتبار آغاز می شود

معاون وزیر جهاد کشاورزی اعتبار مورد نیاز برای طرح توقف بهره برداری از جنگل های شمال را سالیانه ۲۰۰ میلیارد تا ۲۵۰ میلیارد تومان عنوان کرد .

ادامه مطلب
 


بیش از ۲۵۰ تصویر از پلنگ در پارک های ملی سالوک و ساریگل به ثبت رسید

پایگاه خبری دیده بان محیط زیست و حیات وحش ایران (iew): در جریان پروژه ای تحقیقاتی جمعیت پلنگ ایرانی در دو پارک ملی سالوک و ساریگل در شهرستان اسفراین برآورد شد.

ادامه مطلب
 


تمامی پروژه‌های عمرانی کشور باید دارای پیوست زیست محیطی باشد

معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان محیط زیست کشور گفت: اجرای تمام پروژه‌های عمرانی کشور باید با پیوست زیست محیطی باشد .

ادامه مطلب
 


مدیرکل جدید محیط زیست استان مرکزی معرفی شد

با حضور معاون محیط زیست انسانی سازمان حفاظت محیط زیست،حسینعلی ابراهیمی کارنامی بعنوان مدیر کل جدید حفاظت محیط زیست استان مرکزی معرفی شد .

ادامه مطلب
 


تقدیر رییس جمهور از انجمن غار وغارشناسی ایرانیان

انجمن غار وغارشناسی ایرانیان پاداش شش سال تلاش پیاپی درخصوص شناسایی ، ثبت ، نقشه برداری و حفاظت ازغارها را دردهمین دوره جایزه ملی محیط زیست از دست بالاترین مقام اجرایی کشور دریافت کرد .

ادامه مطلب
 


تقویت برنامه های حمایت و احیای 5 تالاب مهم کشور در سال 94

معاون محیط زیست طبیعی سازمان حفاظت محیط زیست از تقویت برنامه های حمایت و احیای 5 تالاب مهم کشور در سال 94 خبر داد .

Read more text
 


 

حکم اعدام محیط‌بان دنایی نقض شد

دیوان عالی کشور حکم قصاص محیط‌بان غلامحسین خالدی را که سه بار توسط شعبه اول دادگاه کیفری استان کهگیلویه و بویراحمد تایید شده بود، نقض و رسیدگی به پرونده را به شعبه دیگر این دادگاه ارجاع کرد .

ادامه مطلب
 


لاله واژگون مراتع استان مرکزی در معرض انقراض

مدیر کل منابع طبیعی و آبخیزداری استان مرکزی گفت: لاله های واژگون، شاه گل عرصه‌های طبیعی در سطح این استان در معرض خطر انقراض قرار گرفتند.

ادامه مطلب
 


نفس‌های رودخانه قره‌چای به شماره افتاده

رودخانه قره‌چای در وضعیت قرمز قرار دارد

رودخانه دائمی قره‌چای در استان مرکزی همچون رگ حیاتی در کالبد حیات این استان در سال‌های طولانی نقش مهمی در زندگی مردمان این خطه از کشورمان داشته است.

ادامه مطلب